1. زمانیکه مردم شدیداً در گیر مسائل معیشتی هستند و بدرستی نمی توانند مخارج زندگی شان را تامین کنند ، از تشکیل زندگی جدید برای جوانان دم بخت شان اعم از دختر و پسر چندان اشتیاقی نشان نمی دهند. شاید به این دلیل باشد که حاضر نیستند ، شاهد دست و پا زدن عزیزان شان در دریای مشکلات امروزی باشند و شاید هم نمی توانند از عهده هزینه های سنگین عروسی به خوبی بیرون آیند و همینطور ممکن است که تشکیل زندگی برای آنان سبب گردد تا دست طلبکاران را در گریبان خود در هر صبح و شامی حس کنند.« البته این امر زمانی اتفاق می افتد که خانواده های عروس و یا داماد نه تنها از توقعات شان هیچ نکاهند بلکه بخاطر دیگران به آن بیفزایند . مثلا ً دختر فلانی اینقدر گله و یا شیر بها و یا هم مهریه داشته حال چطور ممکن است از دختر ما از آن شخص کمتر باشد » ؟
2. یکی از دلایل مهمی که اکثر مردم فقیر و کم درآمد را مجبور به عقب انداختن جشن ازدواج فرزندان شان نموده اند چشم و هم چشمی بین اقوام می باشد که هر یک سعی می کنند تا جشن مجلل تر و با شکوه تر از دیگری داشته باشند . این نوع رقابت در بین دوستان و فامیل از یک سو فشار روحی و روانی را بر جوانان و خانواده های آنان در بدترین شرایط تحمیل می کند و از سوی دیگر باعث افزایش قیمت تالارها جهت برگزاری جشن عروسی آن چنانی ، می گردد. چونکه بیشترین عروسی ها در تالار های شهر بخاطر شکوه بیشتر جشن عروسی برگزار می گردد. البته گرایش زیادی بسوی تالار ها می تواند دلایل دیگری مانند نداشتن جا و مکان مناسب برای برگزاری جشن در شهر ها نیز داشته باشند لذا مردم مجبور اند که هزینه سرسام آور تالار را متقبل شوند تا بتوانند از مهمان مدعو شان به خوبی استقبال کنند.
حال سوال اینجاست که در شرایط فعلی جامعه ای ما از یک سو عدم امنیت ناشی از جنگ خانمان سوز بین گروهک طالبان با پشتیبانی گروهک دیگری بنام القاعده با دولت مرکزی افغانستان با پشتیبانی دولت مردان آمریکا تمام زندگی مردم را متزلزل ساخته اند و از سوی دیگر مسائل شغلی و بیکاری و همینطور عدم تامین آینده شهروندان در تمامی شهر های افغانستان ازسوی دولت که سبب شده است تا توانایی مردم در امر ازدواج به سبک امروزی ویا به قول معروف " مدرن ویاهم به تاب دل جوانان " از بین برود ، چه راه حلی برای ترویج امر مقدس ازدواج در بین جوانان وجود دارد با وجود داشتن طعم امروزی عروس و دامان آینده نیز از آن به خوبی استقبال کنند؟
ممکن است راه حل های زیادی وجود داشته باشند اما در حال حاضر« طرح ازدواج دسته جمعی» یکی از راه حل های موفق آمیز و موقتی است که مورد توجه جوانان و مسولین قرار گرفته است. البته این طرح قبلا در جمهوری اسلامی ایران بکار برده شده و هر ساله صدها زوج را خانه بخت می فرستد و همچنین خوشبختانه اخیراً در یکی از شهرهای پر جمعیت کشور مان این طرح برای اولین بار با حمایت علمای دینی و مسولین دولتی به مرحله اجرا در آمده است. به گزارش بی بی سی پنجاه زوج جوان که عمدا ً از ولسوالی های ولایت بلخ ، به علت ناتوانی اقتصادی قادر به برگزاری مراسم عروسی با هزینه شخصی شان نبودند، در این طرح شرکت نمودند. این طرح که به مناسبت نیمه شعبان سالروز ولادت منجی عالم بشریت حضرت مهدی موعود وهمینطور به مناسبت سالروز استقلال و استرداد افغانستان عزیز برگزار شده بود شماری از دانش آموزان مدارس دینی ، برخی دانش آموزان و دانشجویان و شماری دیگر هم کارگران روز مزد در آن شرکت داشتند. بر خلاف مراسم های معمولی در این ولایت که باهزینه هزاران دلار – تا حدودی بیست هزار دلار – بر پا می شود ، عروس و داماد ها در این جشن عروسی گروهی ساده ولی پرشور هیچ هزینه ای نکردند . لازم به ذکر است که محل برگزاری این جشن در یکی از بهترین تالار های بلخ یعنی هتل آریانا برگزار شد ، جاییکه تمام جوانان دم بخت آرزوی برگزار شدن جشن عروسی شان را در آن دارند، به قول امروزی " هم خرما هم صواب " هم در بهترین تالار شهر جشن عروسی شان را گرفتند و هم اینکه هزینه پرداخت نکردند .
پانزدهمین نشست سران کشورهای عضو سازمان همکاریهای منطقه ای جنوب آسیا مشهور به « سارک » در کولمبو، پایتخت سریلانکا در حالی برگذار می شود که کشور های همسایه تقریبا ً از مسیر اصلی آن منحرف شده اند. این سازمان در حال حاضر متشکل از هشت کشور آسیای جنوبی است که در سال ۱۹۸۵ میلادی تاسیس شد وهدف از تشکیل آن ، حفظ روابط خوب همجواری، حفظ استقلال و تمامیت ارضی و حاکمیت ملی کشورهای عضو، عدم مداخله در امور یکدیگر به منظور نیل بر دشواریها و تنشهای منطقه ای و توسعه روابط دو جانبه و چند جانبه اقتصادی، زدودن فقر و عقب ماندگی از جامعه، برپایی مناسبات و همکاری های منطقه ای و گسترش تبادلات آزاد تجاری بین کشورهای عضو عنوان شده است. البته این سازمان با ابتکار ضیا الرحمان، رییس جمهور فقید بنگلادش با شرکت کشورش و دیگر کشور های همجوار نظیر هند، پاکستان، بوتان، مالدیو، نپال و سریلانکا تاسیس شد. اما کشورما در چهاردهم فروردین سال گذشته در کنفرانس سران کشورهای عضو سازمان سارک که در شهر دهلی نو پایتخت جمهوری هند برگزار گردید ، رسما بعنوان عضو جدید سازمان سارک پذیرفته شد.
همانطور که عنوان شد ؛ هدف از تشکیل این سازمان ارتقای روابط حسنه بر حسب احترام متقابل بین کشور های عضو، گسترش مناسبات سیاسی و اقتصادی و همینطور عدم دخالت در مسائل یکدیگر یکی از اهداف اصلی آن بشمار میرود وسالانه ضمن تجدید میثاق با اهداف سارک به تبادل نظرات و انتقال تجربیات و همکاری های بیشتر در زمینه های مختلف مانند کشاورزی ، توسعه ای روستایی ، علوم و تنکولوژی ، بهداشت و فرهنگ کنترل جمعیت ، مبارزه با مواد مخدر و تروریسم و دیگر موارد نسبت به انجام آن متعهد می شوند.
در اصل اینطور به نظر می رسد که کشور های یاد شده بخاطر برداشت موانع سیاسی و اقتصادی در مسیر گسترش و ارتقای مدنیت ، مصصم شده اند تا با همکاری یکدیگر بتوانند ، گامهای بلندی بر دارند. کشور ما نیز بر آن است که بتواند تا با همکاری و همیاری کشور های عضو بخصوص پاکستان از روند دخالت های بیجا در افغانستان ، تربیت و تروریست و فرستادن آنان به داخل افغانستان جلوگیری کند و همینطور با تکیه بر این اصل از حمایت های بی دریغ پاکستان به دشمنان افغانستان بکاهد. اما در طی این مدت که افغانستان به عضویت رسمی سارک در آمده است ، نتایج مهمی حاصل از آن زیاد به چشم نمی خورد به جز موارد معدودی مانند: وزارت تحصیلات عالی که از تاسیس دانشگاه مشترک سازمان سارک در هند و متعاقباً آغاز بکار شاخه از آن را در افغانستان خبر داده است. در واقع اهداف اصلی سارک نظیر عدم مداخله در امور یکدیگر تا بحال بدرستی جامه عمل نپوشیده است. کشور ما که هراز گاهی قربانی مداخله گری و آشوب طلبی کشورهمسایه مان پاکستان می باشد، در ابتدا این انتظار وجود داشت که بعد از عضویت در سارک ، مداخله و به آشوب کشیدن جامعه خسته مان دیگر ازبین برود و پاکستان به پیمان سارک احترام بگذارد و دست از ماجراجوی و دخالت در امور کشور مان بر دارد. اما حال نه تنها این انتظار بیهوده به نظر می رسد بلکه شاهد دخالت های نیمه علنی آن در کشور مان را بخوبی شاهد هستیم که تحت لوای تروریست ها و گروهک منفور طالبان کاربردی می گردد. حمله به زندان قندهار و آزادی صدها طالب و خائن به وطن ، بمب گذاری در سفارت هندوستان در کابل که خون دهها افراد بی گناه را به زمین ریختند و صدها کودک را یتم کردند و صدها موارد دیگر که هر کدام نشانه دست خوانخواران اجنبی در آن مشاهده می گردد، می تواند مصداق بر این ادعا باشد.
هر چند سردمداران پاکستان بر جنایات هولناک خویش در افغانستان سر پوش می گذارند و بدون هیچ تاملی واقعه های منسوب را تکذیب می کند اما اخیراً در تمام کشور های جهان این امر به اثبات رسیده است که پاکستان بطور حتمی به آشوب کشیدن افغانستان دست دارد .
بهسود، سرزمينِ سوخته؛
روايتِ تصويري از بهسود

برای دیدن روایت تصویری این جا کلیک کنید:
روایت تصویری از سرزمین در آتش سوخته بهسود

امروز مسنجرم را باز كردم يك لينك دريافت كردم: بهسود سر زمين سوخته! جانم آتش گرفت، مگر چه خبر است؟ وبلاگ را باز كردم، سوختم و سوختم و سوختم، به ياد همه شهداي بهسود سوختم و آتش افروخته بر تمامي روستاهاي هزارهجات بر جانم شعلهور شد. شما هم ميتوانيد به اين وبلاگ مراجعه نموده و با مردم در آتش سوختة بهسود همراه شويد. براي واردشدن به وبلاگ اينجا كليك كنيد: بهسود سرزمينِ سوخته! آيا نميتوان از دخترِ تكهتكه شده توسط كوچيها پرسيد: باي ذنب قتلت؟
اخیرآً مطلع شدیم که بعد از درگیری کوچی ها با مردم بومی در مناطق ولایت میدان در ماه گذشته کمیسیونی از سوی دولت افغانستان تشکیل گردیده بود تا از بروز خشونت از سوی کوچیان بر مردم بیگناه بهسود جلوگیری کند. هر چند این کمیسیون در سال گذشته از سوی دولت و نمایندگان کوچی ها و مردم هزاره جات اعلام موجودی نمود اما به دلیل مشکلات تاریخی مانند حمایت حاکمان گذشته در طول تاریخ از کوچی ها و عدم مسلح بودن مردم هزاره در مقابل کوچی های تا به دندان مسلح و . . . ، هیچ کارآیی نداشته است. بنابر این خیلی واضح به نظر می رسد که در طول یک ماه گذشته نیز نتوانسته باشد هیچ گونه گرهی از مشکلات مردم بهسود باز کند. هر چند برخورد ها سلیقه ای در این میان بسیار موجود است. با این وجود کوچی ها به خود این جسارت را میدهند که باز هم سر زمین آبای مردم بهسود را مورد هجوم خود قرار داده و ضمن چرانیدن احشام شان باقی مانده محصولات احتمالی مردم را نیز به تاراج بکشانند.
نمیدانم در کجای این کره خاکی، چنین رسم و آئینی وجود دارد که گروهی سر زمین دیگران را از آن خود بدانند و در طول تابستان زمین های زراعی آنان را چراگاه حیوانات خود قرار دهند و از راه های دور برای غارت نمودن اموال آنان، بار سفر ببندد؟ چرا گروهی بنام کوچی مالک زمین و اموال مردم زحمتکشی بنام هزاره باشد؟ آیا مردم هزاره حق ندارد خود از زمین های زراعتی شان استفاده کنند ؟ مردمی که شش ماه شان را زمستان با سرمای چندین درجه زیر صفر تشکیل می دهد و شش ماه دیگر تابستان ، و با محصولات اندکی که فقط می توانند زنده بودن شان را تضمین کنند ، آیا مستحق این استثمار می باشند ؟ در کدام جامعه اسلامی و انسانی چنین ناملایمتی ها بر دیگران روا داشته می شود؟
در ابتدای امر تصور می شود که مردم هزاره از خاک افغانستان خارج است و یا دشمن خونی مردم افغانستان است و یا هم مخل امنیت جامعه محسوب می شود که چنین مجازاتی را از قدیم الایام بر آنان تحمیل می گردد. اما اگر به درستی و دقت به آن بنگریم بر عکس خواهیم دانست که مردم هزاره ها اولین مردمان این سر زمین بوده اند و اصلی و بومی ترین مردم افغانستان بشمار میرود . "مردم هزاره قبل از پیدایش اسلام در افغانستان ساکن بوده اند و اینکه گفته می شود هزاره ها از اعقاب جنگیز مغول اند یک ادعای واهی بیش نیست چرا که ساختار قومی هزاره را بیش از ششصد طایفه و قبیله تشکیل میدهد و این تنوع قومیتی همه ادعا های این چنین را خنثی می کند( محمد تقی خاوری 1385)". هر چند مردم آرام و صبور هزاره در زمان حکومت عبدالرحمن جبار به دلیل تعصبات قومی و مذهبی بیش از 61 درصد قتل عام شد و یا به دیگر ممالک مهاجرت اجباری نمودند و یا هم به عنوان برده و کنیز به سر زمین های هندو چین فروخته شده اند اما هیچ وقت پشت به مردم و کشورشان افغانستان ننموده بلکه در مبارزات کشوری مانند استقلال افغانستان جان فشانی های داشته و افتخارات عظیمی خلق نمودند و در عرصه جهاد و مقاومت پیشتاز همه ای گروه های اسلامی بوده اند . یکی از افتخارات مردم هزاره این است که هیچگاه و در طول تاریخ ، کسی از قوم بزرگ شان در همدستی با اجنبی ها و بیگانگان بر پیکره افغانستان صدمه وارد نساخته و خائن به وطن نبوده است بلکه با وجود محرومیت های اجتماعی ، سیاسی ، مذهبی و آموزشی از سوی دولت مردان ، همیشه با تحمل وضعیت نا مطلوب زندگی از وجب به وجب خاک افغانستان در مقابل بیگانگان دفاع نموده و به همین منظور شهیدان زیادی را نیز تقدیم راه عزت و شرف وطن نموده اند.
ملت شریف هزاره همیشه امین و خادم ملت و کشورش بوده است، در روز های سخت و دشواری که افغانستان نیاز به نیروی جان فدا برای دفاع از حیثیت و استقلال داشت ، جوانان غیور هزاره پا در رکاب شهامت و مردانگی نهاده و با خون پاک شان نهال آزادی وطن را آبیاری نمودند. و همین طور در سالهای اخیر که حکومت به اصطلاح دموکراسی در افغانستان به وجود آمد ، مردم هزاره به احترام وطن و بخاطر ایجاد آرامش در وطن ، زودتر از دیگران و حتی بطور داوطلبانه سلاح های خود را بر زمین گذاشته و دوشادوش دیگر اقوام افغانستان جهت باز سازی وطن از هیچ کوشش دریغ نورزیده و با تمام نیرو، خالصانه به خدمت گذاری آماده گشته اند.
با این حال؛ آیا هجوم کوچی ها به سوی منطقه بهسود با هدف چرانیدن احشام شان که منجر به تاراج اموال مردم زحمت کش هزاره ، ویرانی منازل و به آتش کشیدن اموال باقی مانده و حتی به خاک خون کشیدن اطفال معصوم می انجامد، نشان از تقدیر و تشکر دولت مردان از نیات خیر مردم هزاره است و یا اینکه همان تعصبات کور کورانه گذشته که دامن گیر دولتمردان قبلی نیز شده بود .
به نظر نمی رسد که دولت مردان فعلی افغانستان که آهنگ دموکراسی را از رسانه های جمعی فریاد می زنند ، پخش خرابی ها و آوار های منطقه بهسود صدمه ای به نوای دلخراش دموکراسی آنان وارد سازد بلکه گواهی بر داستان دموکراسی آنان نیز خواهد بود. پس چرا هیچ رسانه ای که از وضع اسفبار مردم هزاره در بهسود دم نمی زند ؟ سوال اینجاست که چرا رسانه ها از اطلاع رسانی دقیق این امر شانه خالی می کنند ؟ آیا با این کارشان می خواهند بر جنایات کوچی ها سرپوش بگذارند و یا اینکه بی مسئولیتی و یا بی کفایتی مسئولین دولت را بازگو نکند ؟ آمدن مجدد کوچی ها به مناطق بهسود و به خاک و خون کشیدن مردم هزاره جات آیا نمی تواند ناشی از حمایت دولت از کوچی باشد ویا اینکه ضعف دولت مردان را در مقابل آنان نشان ندهد ؟ آیا این امکان وجود دارد که دولت نمی توانند جلوی حرکت گروهی چپاولگر مسلح را بگیرد تا دیگر خون فرزندان هزاره به زمین نریزد ؟
بني آدم اعضاي يكديگرند كه در آفرينش زيك گوهرند
چو عضوي به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار
تو كز محنت ديگران بيغمي نشايد كه نامت نهند آدمي
با توجه به وضعيت غير انساني ودرد آورمردم وفجايع هولناك در منطقه بهسود و سكوت مرگ آور وشايد تعمدي و معنا دار رسانه هاي خبري. بر همه ما ازهر رنگ و قوم و مذهبي كه هستيم به عنوان يك انسان واجب است كه اين جنايات را محكوم كنيم و با هر زباني اين سكوت خبري را بشكنيم كه اين وظيفه انساني ديني و ملي ماست والا در آينده همه ما افغانها از تبعات اين ظلم آشكار در امان نخواهيم بود

