تبليغاتX
وبلاگ دانشجویان افغانستانی دانشگاه تهران

سلسله نشست های دانشجویی

سه شنبه بیست و دوم آذر 1390 توسط محمد ناظری

سلسله نشست های دانشجویی
مجمع فرهنگی دانشجویان افغانستان(فدا)
با همکاری
انجمن علمی فرهنگی دانشجویان افغانستانی قزوین
برگزار می کند


نشست دوم با حضور
جناب آقای گل احمد انوری
مسئول بخش دانشجویی سفارت جمهوری اسلامی افغانستان- تهران

زمان: پنج شنبه ۲۴/۹/۱۳۹۰ از ساعت ۹ الی ۱۲
مکان: قزوین، بلوار امام خمینی (نوروزیان) دانشگاه بین المللی امام خمینی، دانشکده علوم پایه، آمفی تئاتر علوم پایه


در ساعت 19:58 | لینک ثابت|

بیانیه مشترک دانشجویان افغانستانی در ایران

یکشنبه بیستم آذر 1390 توسط محمد ناظری

 

عاشورای حسینی در افغانستان

بیانیه مشترک دانشجویان افغانستانی در ایران

 در محکومیت کشتار ناجوانمردانه عزاداران حسینی در روز عاشورا در کابل، مزار شریف وقندهار

سلام بر حسین (ع) و شهدای قهرمان کربلا

به راستی که نام حسین(ع) و یاد آن حماسه جاودانه که در کربلا خلق کرد نه تنها با گذشت زمان به دست فراموشی سپرده نشد، بلکه هر روز که می­گذرد حقانیت وی آشکارتر و ذلت و شقاوت دشمنانش مسجل تر از قبل می­گردد.
در روزگار حساسی که افغانستان عزیز در آن به سر می برد و اتحاد و یکپارچگی از حیاتی­ترین دغدغه­های دلسوزان این مرز و بوم به شمار می­رود و در شرایطی که اشاعه فرهنگ و مرام عاشورایی و حسینی در بین اقشار مختلف می­تواند روح نجات بخشی در کالبد بیجان و خسته کشور بدمد؛ دشمنان ملت و استقلال افغانستان دست به جنایتی هولناک زده و طی اقدامی ناجوانمردانه عاشقان و عزاداران سرور و سالار شهیدان را در روز عاشورا و در هنگام برگزاری مراسم اتحادبخش و پرفیض عزاداری در شهرهای کابل، مزار شریف وقندهار هدف حملات تروریستی و کوردلانه خود قرار دادند.
ما دانشجویان افغانستانی در ایران ضمن عرض تسلیت به ملت غیور افغانستان و اعلام مراتب انزجار از جنایت خونین عاشورای ۹۰ و عوامل جنایتکار آن، این واقعه را به شدت محکوم نموده مراتب ذیل را در همین ارتباط قابل اشاره میدانیم:
۱- بر همه گان روشن است که عاملان این جنایت، دشمنان دین مبین اسلام، ملت افغانستان ومخالف ایجاد صلح پایدار وسربلندی افغانستان عزیز می باشند، واین اقدام نه تنها از جایگاه رفیع نهضت عاشورا در نزد مردم افغانستان ذره­ای نکاسته بلکه بر حقانیت و اهمیت پایبندی به آموزه­های آسمانی حسین (ع) و یارانش صحه گذاشت.
۲- این اقدام بر خلاف خیال خام و ساده­لوحانه عاملان آن نه تنها باعث ایجاد شکاف و اختلافات مذهبی در کشور عزیزمان نخواهد شد بلکه با هویدا کردن چهره واقعی و نیت پلید جنایتکاران و حامیان آنها خرد دشمن شناسی مردم را تقویت کرده و ملت شریف افغانستان را بر علیه آنها متحد خواهد ساخت.
۳- کشور پاکستان با باز گذاشتن دست گروه­های اخلال­گر در امور افغانستان و عدم اعمال محدودیت بر آنها نه تنها که پایبندی خود را به حسن همجواری و پیمان های بین­المللی زیر سئوال برده بلکه روابط عمیق تاریخی دو ملت را تحت­الشعاع مصالح و بازیهای سیاسی کوتاه مدت نموده است. این نکته در بلند زمان به سود هیچ یک از دو کشور دوست و برادر نخواهد بود.
۴- حکومت افغانستان نیز در برخورد با این گروههای دهشت افکن و محدود و کنترل کردن عملیاتهای آنها در داخل افغانستان و همچنین اعمال فشار بر حامیان و تمویل کنندگان این گروهها ناتوان بوده و باید این نکته را در نظر داشته باشد که ملت افغانستان در کنار تحمل زیادی که از خود نشان می­دهند در قبال برخی کوتاهی­ها بسیار سخت­گیرانه برخورد خواهند کرد.
۵- برای بستگان و خانواده های محترم شهدا از خداوند متعال صبر جزیل مسئلت نموده، جامعه دانشجویان افغانستانی در ایران را درغم خود شریک بدانند.

با آرزوی افغانستانی آباد، آزاد و سربلند


دانشجویان افغانستانی در ایران


قوس ۱۳۹۰


در ساعت 11:58 | لینک ثابت|

فصل توحش و قربانی

دوشنبه سی ام خرداد 1390 توسط یوسف احمدی

باز هم فصل تابستان، فصل تفریح و کوچی گری، کوچی ها آغاز شد. فصلی که سوزاندن و چپاول کردن اوغات فراغت کوچی ها را تشکیل می دهد. امسال ولسوالی (شهرستان) ناور میدان تاخت و تاز کوچی ها شده است که در آن اموال مردم تاراج، خانه ها، مدارس و مساجد به آتش کشیده شده اند.

 متاسفانه، این حرکت که با حمایتِ طالبان صورت پذیرفته است، از سوی دولت هیچ عکس العملی تا بحال دیده نشده است. گویا که کوچی ها با همکاری طالبان و سکوت دولت، دست در دست همدیگر داده مردمِ بی دفاع و کشاورز هزاره را قربانی توحش کنند تا باشد که کوچی ها سرگرم تر از قبل و وحشی تر از گذشته به پیش بتازند!

کوچی گری

به آتش کشیده شدن خانه های مردم روستایی در شهرستان ناور

کوچی گری

فرار مردم از ترس طالبان و کوچی ها در ناور غزنی

فرار مردم

فرار شبانه و بی خانمان شدم مردم

 کوچی گری

خانه های سوختۀ مردم ناور

مسجد

به آتش کشیدن منبر مسجد توسط کوچی ها

مسجد

تخریب مسجد توسط کوچی ها

 


در ساعت 20:7 | لینک ثابت|

درک فرهنگ

سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390 توسط یوسف احمدی

فرهنگ

به گفتۀ یکی از اساتیدم در دورۀ لیسانس: فرهنگ مجموعه ای از ارزش ها، باورها و رفتارهاست که در هر بستری خاصی انسان ها تعاریف جداگانه ای از آن دارند. حقیقتاً، در آن زمان دقت زیادی به این بیان نداشتم، اما به مرور زمان دریافتم که منظور استاد این است که فرهنگ ـ که مجموعه ای از ارزشها، باورها و رفتارها است ـ در هر ارتباطی، مخصوصاً در ارتباطات بین فردی و بین فرهنگی معانی متفاوت و خاصی را، به طرفین متقابل ویا مخاطبان می سازد و منتقل می کند. بدین ترتیب، تعریف واحدی از فرهنگ وجود ندارد. همانطور که اندرو ادکار[1] و پیتر سج ویک[2] معتقدند که «تعریف فرهنگ آسان نیست، به خصوص به این دلیل که در بافت های مختلف، فرهنگ می تواند معناهای متفاوتی داشته باشد»(ادکار و سج ویک،197:1387). با این وجود، فرهنگ حامل معناها و تفاوت ها است که هر فردی، گروهی و یا جامعه ای آن را به دوش می کشد و یا از زاویه آن به جهان هستی می نگرند. به عبارت بهتر، «فرهنگ به منزلۀ مسیر زندگی ویا عناصر برجسته مسیر زندگی و نیز خصیصۀ متمایز کنندۀ یک جامعه از جامعۀ دیگر [است که] دارای عناصر محبوب و دوست داشتنی [نیز می باشد]. فرهنگ دارای نمادها، اجزاء وعناصری است که علاقه جامعه بومی ویا به تعبیری توجه جامعه جهانی را به خود جلب می کند»(عاملی،14:1385الف). بدین لحاظ، باید گفت که یکی از این نماد ها و عناصر فرهنگی "معماری" هر دیاری است که جنبۀ متمایز کننده و در عین حال نشان دهندۀ مسیر و شیوۀ زندگی انسان های در حال زیست آن دوره بوده است و از سوی، «معماری، مانند بسیاری از منابع اجتماعی دارای هویت [است] که در عین حال در پیوند عمیق با شکل گیری هویت های جمعی هستند... [و از سوی دیگر] معماری یعنی دانشِ عمران و آبادی و منعکس کنندۀ زیبایی، تناسب، همخوانی، مرگزگرایی و برجستگی که در همۀ اشکال آن مضاهری از جمال و جلال یک فرهنگِ خاص و اندیشۀ خاص تجلی یافته است. از این زاویه معماری در عین خاص بودن، یک جذبۀ جهانی است که جمعیت های بزرگ و هویت های جمعی را معنا می بخشد» (عاملی،13:1385ب).

معماری تیموریان

یکی از معماری های که ضمن نشان دادن مسیر و شیوۀ زندگی هویت های جمعی و یا تمدنی افغانستان را به تصویر می کشد، «معماری عصر تیموریان در هرات»[3] است در روز هفتم اردیبهشت ماه سال جاری، گزارشی از آن در سایتِ فارسی بی بی سی قرار داده شده است. هر چند، تیمور شاه در سال 783 هجری در پی جنگی خونین و مرگبار هرات را تسخیر کرد و به فرمانروایی آل کرت در این شهر پایان بخشید اما، با استقرار حکمروایی شاهرخ ـ یعنی پسر تیمور شاه ـ به تدریج آرامش جای آشفتگی را گرفت. خرابی ها تیمور در هرات به سرعت جبران و وضعیت فرهنگی و هنری به گونه ای متحول که به گفته محمد مسعود رجایی، رئیس انجمن ادبی هرات، تا آن زمان تاریخ آسیا نظیر آن را به یاد نداشته است.

پل مالان

 در همین مرحلۀ اول، مشخص شد که معماری به عنوان یکی از عناصر فرهنگی که بیانگر مسیر زندگی و هویت های جمعی و تمدنی است، چه فراز و نشیب های را معماری تمیوریان در هرات طی کرده است. در این معماری از یک سو، حکایتِ جنگ و خون ریزی و از سوی دیگری، روایت هنر پروری را شاهد هستیم که در آن هویت جمعی به معنای معنای هویت فرهنگی- هنری پدیدار گشته اند. هر چند، هویت های جمعی آن دوره به مثابه هویت های فرهنگی- هنری در معماری موجود، مشهود است، لیکن روایتِ هنرپروری فقط در آن خلاصه نمی شود. همانطور که آقای رجایی می گوید: دوره های تمیوری ها به لحاظ پیشرفت و رونق و شگوفایی هنرهای گوناگون، واقعاً از دوره های بی مانند در تاریخ آسیا و خصوصاً در خراسان زمین بوده است. در این دوره هنر های مثل معماری، صنعت های چون کاشی سازی، سنگ تراشی، نقاشی، خطاطی، میناتوری، تذهیب، صحافی و کاغذ سازی به اوج خود رسیده بود که قابل حیرت است. اکثر این هنرها که در بنا های هرات به کار برده شده اند، تجلی از جمال و جلال فرهنگ و اندیشۀ خاص آن سرزمین است.

بدین ترتیب، فرهنگ که مجموعه ای از ارزشها، باورها و رفتارها تلقی می شود در بستر معماری تعریف تمدنی به خود می گیرد و در ارتباط با فرهنگ های دیگر متفاوت و خاص پنداشته شده شیوه های زندگی و هویت های جمعی مردم خود را بازگو می کند. مثلاً، معماری تیموریان در هرات تمدن اسلامی را متجلی می سازد که «در آن بنا ها هشت ضلعی یکی از نشان های برجسته تاثیرپذیری از سبک اسلامی توصیف می شود. رسول باوری، محقق و باستان شناس در مورد اهمیت بناهای هشت ضلعی چنین می گوید: ستون های هشت ضلعی می تواند محراق معینی داشته باشند. ساختن محراق در گنبدها بسیار اهمیت دارد. زمانی که گنبدی روی چهار دیوار ساخته شود، محراق عمده و ثابتی نخواهد داشت؛ ما مجبور خواهیم بود که دو دیوار برای محراق اختصاص بدهیم؛ در حالی اگر یک بنا هشت ضعلی داشته باشد، دارای محراق معینی خواهد بود و این کار برای مهندسین مشکلی به وجود نمی آورد»(بی بی سی،07/02/90). ساختمان های هشت ضعلی با داشتن کمان های معین یکی از شاخص های معماری اسلامی است. بنابراین، باید گفت که معماری های تیموریان در هرات حکایت از تمدن اسلامی دارد و همین امر آن را در نزد دیگران خاص ساخته است و هویت جمعی آن در لوای اسلام در سراسر دنیا به احتزاز در آمده است. به همین دلیل است که مورد توجه جهانی قرار گرفته است و یک نوع ارتباطات بین تمدنی را در سطح کلان به وجود آورده است.  

منابع:

-        ادگار و پ. سج ویک(1387)، مفاهیم بنیادی نظریۀ فرهنگی، ترجمه مهاجر و  نبوی، تهران: نشر آگه.

-        س. ر. عاملی(1385 الف)، فرهنگ مردم پسند و شهر مردم پسند تهران: شهر محلی- جهانی، فصلنامه مطالعات فرهنگی و ارتباطات، شماره 5.

-        س. ر. عاملی(1385 ب)، هویت های فرهنگی قدیم و جدید: رمزگشایی تمدنی و معماری سنتی- مدرن و ملی – فراملی مهستان، صادق نامه شماره 30.

-        سایت بی بی سی(07/02/1390)، نقش هرات در نگارخانه تاریخ؛ هنر معماری، گزارشگر: محمد قاضی زاده.



[1] Andrew Edgar

[2] Peter Sedgwick

[3] http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2011/04/110427_k02-herat-arts-1.shtml


در ساعت 1:17 | لینک ثابت|

توسعه معکوس

دوشنبه نوزدهم اردیبهشت 1390 توسط یوسف احمدی

 توسعه معکوس

در این نبشته، سعی شده است که «بحران» های «توسعه اقتصادی» مورد باز بینی قرار گیرد، به عبارت دیگر، هدف آن است که  به «توزیع بحرانِ» در کشور های در حال گذار که مقصد اصلی توسعه تلقی می شود، بپردازد. همانطور که «فرضیۀ رویکرد تاریخی به بحران نشان می دهد، کشورها که از وضعیتی به وضعیت جدید وارد می شود، بحران های خاصی دورۀ جدید را بدست می گیرند؛ لذا، کشورهای در حال گذار با پدیدۀ بحران های در حال گذار مواجه می شوند که در آن نوعی بحران از جامعه سنتی به جامعه صنعتی است و از آنجایی که موتور حرکت اقتصاد است، تغییرات و شیوه های تولید و نیروهای اجتماعی جدیدی به وجود می آید که اصطلاحاً به این پدیده دوران بحران صنعتی شدن اطلاق می گردد»(ربیعی،90-1389). بدین لحاظ، در ابتدا، به مقولۀ «توسعۀ اقتصادی که اصلی ترین رکن توسعه در کشورهای جهان سوم تلقی می شد»(منتظر قائم،1389)،  می پردازیم و سپس، به توزیع بحران های ایجاد شده در این روند متمرکز می شویم.

گفته می شود که «توسعه در شکل نوین خود از زمانِ جنگ جهانی دوم و از هنگامی که جامعۀ بین المللی به پیش گیری از وقوع جنگ های مختلف در آینده توجه نشان داد، آغاز می شود...[اما]، سازمان ملل متحد، دهۀ 1960 را نخستین دهۀ توسعه نامید و هدف هایی را برای رشد اقتصادی در کشور های در حال توسعه معین کرد. این هدف ها، معرف مؤسسه های کلیدی سازمان ملل در حوزۀ یاری رسانی، که بانک جهانی در صدر آنان قرار دارد، بشمار می آمدند»(ملکات و استیوز،53،63:1388). از آنجایی که «کشورهای جهان سوم، فاقد دانش و محروم از فناوری روز در عرصۀ تولید، خدمات و توزیع کالاهای اقتصادی بود، این الزام را به وجود آورد که انتقال فناوری از کشورهای توسعه یافته صورت پذیرد»(منتظرقائم،1389). به همین سبب، «در بدو امر، پارادایم گرایش به انتقال نوآوری به نحوی فریبنده ساده و سرراست جلوه گر شد. این پارادایم [که] عمدتاً از برنامۀ بسیار موفقیت آمیز احیای اروپای ویران و جنگ زده تحت لوای "طرح مارشال" نشأت گرفته بود»( ملکات و استیوز،64:1388)، سعی می نمود تا کشورهای جهان سوم را به سوی توسعه سوق دهد. زیرا، «یکی از ویژگی های این پارادایم تاکید بر متغیر اقتصادی است... و در این نظریه دولت مدرن در همۀ حوزه های جامعه، از قبیل رفتار های سیاسی واقتصادی، نهاد ها و طرز تلقی های مربوط به فناوری، علم و آداب و رسوم فرهنگی کاملا شبیه دولت های صنعتی غربی بود. الگوی اقتصادی بر گرفته از نظریه های نوسازی مبتنی بر رهیافت نو کلاسیک بود که اقتصاد های غربی بر پایۀ آن استوار بودند»(همان،131).

 بدین سان، «جوامع جهان سومی ها در این نظریه ها جزو جوامعه سنتی طبقه بندی می شدند و جوامع صنعتی غربی طرف مدرن به حساب می آمدند. جوامع پیشرفته غربی در رویارویی با مسائل اقتصادی، تکنولوژیک، فرهنگی و اجتماعی در فرآیند تغییراتِ اجتماعی؛ دارای طیفی از خود مختاری آن هم از نوع نظام مند تصویر می شدند. اما، از دیگر سو، جهان سومی ها که فاقد تفکیک نقش در نهادها و فاقد مشخصه های همگامی با تحولات جهانی و فاقد سایر مشخصه های کمی کشور های صنعتی بودند، در مواجهه با مشکلات و بحران ها و یا حتی در مدیریت مسائل محیط خود، فاقد توان و قدرت ترسیم می شوند ... و همینطور، تغییر ارزشها و نگرش های فردی پیش شرط ایجاد جامعه مدرن تلقی می شد»(ملکات،52:1384).  

بدین ترتیب، اولین قدمِ توسعه در کشورهای جهان سوم ـ که ناشی از انتقال و حضور تکنولوژی ها است ـ شکاف ها و دگرگونی هایی است که در جامعه به وجود می آید که از آن  بنام «فاصلۀ فرهنگی[1]» یاد می شود. «به اعتقادِ ویلیام آگبرن[2](1927)، هر تکنولوژی جدید فاصله ای را در جامعه ایجاد می کند؛ چون که افرادی هستند که می توانند از این وسائل تجملی خریداری کنند و دیگرانی که قادر به خرید آنها نیستند، سبب خواهد شد تا همیشه از دیگران عقب بمانند»(هنسون و نارولا،60:1384). به گفته منتظر قائم، «در جامعه سنتی که افراد دانش استفاده از تکنولوژی ها را ندارند و درست نمی دانند که این وسائل چطور باید موردِ استفاده قرار گیرد تا زمینۀ پیشرفت مهیا گردد، تبدیل به یک منزلت اجتماعی در جامعه می شود. مثلاً، کشاورزی که درست نمی داند که چطور با تراکتور کار کند، فقط به خرید آن اقدام می کند تا نهایت با خانواده اش از یک روستا به روستای دیگری برود ویا اینکه جلوی منزلش پارک کند تا نشان تشخص روستائی جدید را داشته باشد»(منتظر قائم،1389). همینطور، در سطح وسیع تر، فاصله فرهنگی، فشار های اجتماعی را به وجود می آورد. یعنی، «عادات کار، رسم فرهنگی و ارزشها باید با زمینه تکنولوژیک هماهنگ باشد، در غیر صورت نوعی فشار اجتماعی احساس خواهد شد»(هنسون و نارولا،62:1384). با این حال،  توزیع بحران از نوعی فرهنگی، نیز در حال شکل گیری است که در آن عادات کار و رسم فرهنگی و ارزش های مردم با زمینه تکنولوژیک هماهنگ نباشد.

علاوه بر این، «دگرگونی های اجتماعی» ناشی از توسعه اقتصادی ـ که هدف اصلی این نبشته است ـ می تواند، به شکاف در طبقاتِ اجتماعی در کشور های در حال گذار نیز منجر شود. « به عقیدۀ مارکس، توسعه از طریق ایجاد نیرو های تولید، به ویژه اضافه شدن ابزار، ماشین ها و زیرساخت ها با قدرت کار انسان صورت می گیرد. [در سوی دیگر]، دگرگونی های اجتماعی مستلزم تغییر شیوه های تولید از سطوح پائین نیرو های تولید به شیوه هایی از سطوح بالای نیروی تولید است. در مرحلۀ مشخصی از توسعه، نیروهای مادی تولید جامعه، با روابط موجود تولید یا با ویژگی روابط در چارچوبی که تا کنون در آن فعالیت کرده اند، دچار تعارض می شوند. این روابط از اَشکال توسعه نیروهای تولید، به موانع و قید و بند آنها تبدیل می شوند، سپس دورۀ انقلاب اجتماعی آغاز می شود. تغییرات در زیربنای اقتصادی دیر یا زود به دگرگونی کل زیرساخت عظیم منجر می شود»(مارکس،1970؛ به نقل از پیت و ویک،149:1384). بدین سان، توسعه خود توزیع بحران را به عهده دارد. به عبارت دیگر، « توسعه مادی سرشار از بحران است. این بحران ها مبارزات اجتماعی خاصِ جوامع طبقاتی را تشحیذ و تشدید  می کند و به کمک روند تحت هدایت دگرگونی های سیاسی و ایدئولوژیکی، زمینه را برای تغییرات فرهنگی ممکن آماده می کنند»(همان،150). بدین ترتیب، نتیجه می گیریم که توسعه اقتصادی در کشور های در حال گذار شرایطی را به وجود می آورد که در آن ابزارها و تکنولوژی ها شکاف های جدیی را در طبقات اجتماعی سبب می شود. در کل، این کشورها فقیر از وضعیت که قبلاً در آن آرامش نسبی در عرصۀ اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی حاکم بود، به یک روند پرشتاب نه در حال توسعه بلکه در حال توسعه معکوس قرار دارند که در این صورت بحران تمامی عناصر جامعه را بدست می گیرد. در حالت خوش بینانه نیز تغییرات سریع ناشی از توسعه اقتصادی، مردمی را که با فرهنگ آهسته و پیوسته خوی گرفته اند، دچار شوک می کند، قانون و قاعده های جدید تولید و خدمات نیز مضاف بر علت می شود تا سرگشتگی مردم بیشتر و بیشتر گردد.

منابع

·        ر. پیت و ا. هارت ویک(1384)، نظریه های توسعه، ترجمه مصطفی ازکیا و دیگران، تهران: نشر لویه.

·        س. آر. ملکات و ل. استیوز(1388)، ارتباطات توسعه در جهان سوم، تهران: نشر پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم تحقیقات و فناوری.

·        س. آر. ملکات(1384)، نظریه های توسعه، ترجمه یونس شکرخواه، تهران: مجله رسانه، شماره 50.

·        ع. ربیعی(90-1389)، جزوه کلاسی درس مدیریت بحران های ارتباطی، دانشگاه تهران، دانشکده علوم اجتماعی.

·        م. منتظرقائم(1389)، جزوه کلاسی درس ارتباطات و توسعه، دانشگاه تهران، دانشکده علوم اجتماعی.

·        ج. هنسون و ا. نارولا(1384)، تکنولوژی های جدید ارتباطی در کشور های در حال توسعه، ترجمه داوود حیدری، تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه ها.



[1].  Cultural lag

[2]. William Ogburn


در ساعت 0:28 | لینک ثابت|

باز دید علـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــمی

سه شنبه سی ام فروردین 1390 توسط محمد انور پویا

 

بازدید علمی

«كميته آموزش»  مجمع فرهنگي دانشجويان افغانستان (فدا ) برگزار مي می کند:

بازديد علمی از:

 

سازمان اسناد وکتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران

 

و کارگاه آموزشی :

 

جستجوی پیشرفته در پایگاه های اطلاعاتی

 

زمان بازديد:

 

*۳۱ فروردين ماه ۱۳۹۰(دانشجويان دانشگاه هاي تهران) از ساعت ۸.۳۰ الی ۱۱.۳۰

*۱۴ ارديبهشت ماه۱۳۹۰(دانشجويان دانشگاه هاي قزوين)

 

هزینه ثبت نام:

دو هزار تومان

 

مهلت ثبت نام: ۲۵/۱/۹۰ لغايت ۲۹/۱/۹۰

 

به دليل محدود بودن «ظرفيت» اولويت با دانشجوياني خواهد بود که «زودتر» ثبت نام نمايند.

ظرفیت : ۲۰ نفر

براي ثبت نام وکسب اطلاعات بيشتر با مسئول «کميته آموزش» آقاي «مظفري» تماس حاصل نماييد: ۰۹۱۹۱۵۰۹۰۹۹

 

«قابل ذکر است که مهلت ياد شده براي ثبت نام، ويژه دانشجويان دانشگاه هاي تهران  مي باشد. زمان ثبت نام دانشجويان دانشگاه هاي قزوين متعاقبا اعلام مي گردد».

 

 

پايگاه اطلاع رساني مجمع


در ساعت 19:13 | لینک ثابت|

خبری از خبرآنلاین

یکشنبه بیست و یکم فروردین 1390 توسط یوسف احمدی

به دلیلِ انجام مطالعه ای، مجبور شدم که از نسخه الکترونیکی روزنامه «خبر» استفاده کنم. در اولین جستجو متوجه تیتری شدم که برایم جالب بود: «400 هزار کودک افغانی از تحصیل در ایران محروم هستند»[1]. از آنجایی که اعتقاد دارم، رسانه های ایران نسبت به مهاجرین یک نوع روندِ «بزرگ نمایی» و یا «سیاه  نمایی» را دنبال می کنند، ابتدا، چندان دقت نکردم؛ اما، پس از مرور کوتاهی، دریافتم که خواندن آن چندان خالی از لطف نیست. به همین سبب، خواستم که شما دوستان نیز نگاه اجمالی به آن داشته باشید!

 

چند روز پیش سرپرست مرکز امور بین‌الملل و مدارس خارج از کشور وزارت آموزش و پرورش اعلام کرد که این وزارتخانه در حال بررسی امکان راه اندازی مدارس افغانیها در ایران است.

الناز محمدی: سرنوشت خیلی هاشان شبیه هم است. یعنی اگر معتقد به موضوعی به نام سرنوشت باشید و به دنبال این اعتقاد فکر کنید که هر کس سرنوشت و یا « پیشانی نوشتی» مخصوص به خودش را دارد، باید یک استثناء هم قائل شوید: کودکان افغان، کودکان افغان مهاجر.  کودکان افغان مهاجر همه شان تنهایند. همه شان سختی کشیده اند. همه شان صورتهایشان پیر است. همه شان با آن لپهای گلی - حتی اگر در آب و هوای معمولی ایران زندگی کرده باشند - پر از محرومیتند. وقتی پای حرفهایشان بنشینی خیلی چیزها هست که دلشان میخواهد و ندارند.

حالا دیگر چندسالی می شود که تحصیل رایگان کودکان افغان در ایران تبدیل به یکی از همین آرزوهای دست نیافتنی آنها شده است. برای خیلی از آنها هنوز که هنوز است مدرسه و معلم و کلاس درس معنا ندارد. با اینکه هرسال موقع آمدن ماه مهر، از سوی مسئولان آموزش و پرورش منتشر می شود و قولهایی هم از سوی آنان در مورد بهتر کردن وضعیت تحصیل کودکان افغان شنیده می شود اما به طور عملی تعداد زیادی از این کودکان، کودکانی که بسیاری شان دارند وارد مرحله نوجوانی عمرشان می شوند، هنوز بلد نیستند اسم خودشان را بنویسند.

تحصیل کودکان افغان در ایران سیر پرفراز و نشیبی را طی کرده است. بعد از چندین سال که این کودکان نمی توانستند وارد مدارس کشور شوند. بعد از چندسال به این کودکان، آن هم به صورت محدود اجازه شده تا به بتوانند در کلاسهای درس و پشت میز، کنار کودکان ایرانی و هم زبان خود بنشینند، اما چندسالی از این قانون نگذشته بود که دوباره ثبت نام کودکان افغان در مدارس ایرانی ممنوع شد. اما حالا و بعد از تمام « شل کن، سفت کنهایی» که آموزش و پرورش در مورد تحصیل این کودکان به راه انداخته است، دو سالی می شود که برای کودکان افغان کارتی به نام کارت تردد صادر می شود و این کودکان با در دست داشتن این کارت، می توانند با پرداختن شهریه به مدارس ایرانی راه پیدا کنند. کارتهایی که هرچند تبلیغات زیاد در مورد آنها می شود اما امسال و با وجود تمام شدن مهلت ثبت نام در مدارس، هنوز این کارتها صادر نشده اند. این تصمیم بعد از آن گرفته شد که دولت آیین نامه ای را تصویب کرد که بر اساس آن دانش آموزان و دانشجویان مهاجر افغان می توانند در مدارس و دانشگاههای اکشور آموزش ببینند.

اکرم خاتم، فعال حقوق کودک با اشاره به سرگردانی حدود 400 هزار کودک افغانی که همچنان از چرخه آموزش و تحصیل محروم هستند در این مورد می گوید: « درحالی که تمام دانش‌آموزان ایرانی در حال ثبت نام در مدارس و انجام مقدمات آغاز سال جدید تحصیلی هستند، 400 هزار دانش آموز افغانی همچنان منتظر پیام تائید و مجوز دولت مبنی بر آموزش کودکان افغان در مدارس کشور هستند.»

در حال حاضر بیش از 100 هزار دانش آموز افغانی در مدارس کشور تحصیل می کنند که حدود 77 هزار نفر از آنها در شهرستانهای استان تهران مشغول به تحصیل هستند. ایجاد مدرسه برای افغانیها بعد از تمام تصمیم هایی که تا به حال در مورد آموزش کودکان افغان در سن تحصیل گرفته شده، چند روز پیش سرپرست مرکز امور بین‌الملل و مدارس خارج از کشور وزارت آموزش و پرورش اعلام کرد که این وزارتخانه در حال بررسی امکان راه اندازی مدارس افغانیها در ایران است.

جمال صبح خیز در گفتگو با مهر درباره وضعیت مدارس غیرقانونی افاغنه که هر سال از سوی آموزش و پرورش بسته می شود گفت: «هم اکنون کمیته کارشناسی در حال تصمیم گیری درباره وضعیت دانش آموزان افاغنه و مدارس آنان است.» سرپرست مرکز امور بین‌الملل و مدارس خارج از کشور وزارت آموزش و پرورش ادامه داد: « یکی دیگر از مواردی که درباره اتباع افغانی در دست بررسی است وضعیت ادامه تحصیل آنها در مدارس جمهوری اسلامی ایران است که باید ساماندهی شوند.»

وزارت آموزش و پرورش بعد از آن این خبر را اعلام کرده که چندوقت پیش، دولت ایجاد مدارس غیرانتفاعی با همکاری هر دو کشور ایران و افغانستان در داخل ایران را تصویب کرد. اما این تصمیم با اعتراض فعالان حوزه کودک روبرو شده است. این فعالان معتقدند که پس از سالها که کم کم وضعیت تحصیلی این کودکان دارد سر و سامان می گیرد، ایجاد  مدارس مخصوص افغانی ها، نه تنها گام مثبتی نیست بلکه نوعی تبعیض در حق آنهاست. اکبر یزدی، فعال حقوق کودک در این مورد به « خبر» می گوید: « اینکه آموزش و پرورش بخواهد برای بچه های افغانی مدارس جدا احداث کند ظلم بزرگی در حق آنهاست، چرا که این کودمان در این حالت احساس تبعیض زیادی خواهند کرد و از سوی دیگر شاید به خاطر اینکه متاسفانه در جامعه ما ذهنیت بدی  در مورد مهاجران خارجی وجود دارد باید از این قضیه مطمئن بود که در این مدارس جدا باید منتظر اتفاقات بد و برخوردهای سنتی معلمان با این دانش آموزان باشیم.» این عضو جمعیت دفاع از حقوق کودکان کار معتقد است که هیچ دلیلی وجود ندارندکه دانش آموزانی را که هم زبانند فقط به خاطر قومیتشان از هم جدا کنیم.

مریم اسماعیلی، مسئول آموزش  این جمعیت نیز به « خبر» می گوید: « طبق کوانسیون بین المللی حقوق کودک، تحصیل برای همه کودکان از هر ملیت، قومیت، مذهب، جنسیت و ... اجباری است. از سوی دیگر وقتی که کودکان اعم از مهاجر و غیرمهاجر، هم زبانند، نباید آنها را از هم جدا کرد چرا که این مسئله آنها را منزوی می کند و مشکلات شخصیتی زیادی را برای آنان به وجود می آورد.»

کار یا تحصیل؟ در حال حاضر برای تحصیل دانش آموزان افغانی در مدارس دولتی کشور، از دانش آموزان در مقطع دبستان، مبلغ 50 هزار تومان و از دانش آموزان در مقطع راهنمایی و دبیرستان 70 هزار تومان گرفته می شود. فعالان حقوق کودک در این مورد معتقدند که همین مسئله فشار زیادی را به خانواده این کودکان می آورد و همین باعث می شود که آنها تریجح بدهند فرزندانشان کار کنند تا تحصیل.

براساس مادۀ 22 پیمان نامه حقوق کودک که ایران از سال 1373 آن را پذیرفته است کشورهای عضو پیمان نامه باید اقدامات لازم را به عمل آورند تا تضمین شود کودکی که متقاضی پناهندگی است یا طبق قوانین و مقررات بین المللی یا داخلی پناهنده محسوب می شود ، اعم از اینکه که همراه والدین خود یا شخص دیگری باشد و یا همراه نداشته باشد ، از حمایت مناسب و بشردوستانه بهره مند شوند. با این حال هیچ سازمانی متولی این کودکان نیست. مدیرکل امور اتباع و مهاجران خارجی وزارت کشور در جدیدترین اظهار نظر خود گفته است که سازمانهای حمایتی دولتی وظیفه‌ای برای نگهداری از این کودکان ندارند و این مسئله بر عهدۀ سازمانهای غیردولتی و NGO هاست.

به گفتۀ سرپرست سازمان بهزیستی استان تهران تا کنون سه هزار کودک از شهرداری به بهزیستی تحویل داده شده است که بسیاری از آنها اتباع بیگانه هستند. بیش از 70 درصد کودکان کار و خیابان ایرانی نیستند و از 30 درصد باقی مانده تنها 3 درصد جزو گروه هدف بهزیستی قرار می گیرند و مابقی کودکانی هستند که به دلایلی همچون عدم تحصیل و کار و مشکلات خانوادگی به خیابان روی می آورند.

داود هزاره عضو انجمن روانشناسی اجتماعی ایران یکی از دلایل اشتغال به کار کودکان افغان را عدم اشتغال به تحصیل این کودکان می داند و در این باره به « خبر» می گوید:« کودک کار مجاز حتی اگر خانوادۀ فقیری داشته باشد باز هم می تواند درس بخواند اما کودک غیرمجاز چون از امکان تحصیل هم محروم است برای رفع بیکاری حتی اگر نیاز شدید به کار نداشته باشد به کار در خیابان ، دستفروشی و دوره گردی مشغول می شود. البته در حال حاضر برای بچه های غیرمجاز که مشکل اقامت در ایران دارند از طریق سفارت افغانستان و با حمایت ایران به صورت مجوز دادن امکان تحصیل این بچه ها فراهم شده است.توسعۀ این مدارس خودگردان گام مثبتی است که می تواند بچه ها را از خیابان جمع کند و با مشغول کردن آنها در مدارس و فراهم کردن زمینۀ تحصیل آنها را وارد یک فرایند دیگری کند.»

در پیمان‌نامه حقوق کودکان، موارد بسیاری مبنی بر حمایت از حقوق طبیعی آنها وجود دارد که یکی از این موارد، حمایت از حق طبیعی تحصیل کودکان از هر نژاد و از هر رنگی است. فاطمه قاسم‌زاده، فعال حقوق کودک با اشاره به این مطلب می‌گوید: « در پیمان‌نامه حقوق کودک، ‌بهداشت، آموزش و بسیاری از حقوق اولیه یک کودک بیان شده است. البته این مسئله درست است که کودکانی که دارای کارت تردد هستند می‌توانند در مدرسه‌ها ‌نام‌نویسی کنند ولی موضوع این است که تکلیف کودکانی ‌که این کارت را ندارند چه می‌شود؟ »

برگرفته از سایت خبرآنلاین

 کد مطلب: 96593


[1]. http://www.khabaronline.ir/news.aspx?id=96593


در ساعت 0:31 | لینک ثابت|

درباره


    جمعی از دانشجویان افغانستانی دانشگاه تهران با توجه به شرایط فعلی (عصر اطلاعات و ارتباطات) مصمم شده اند تا بطور گروهی، اندیشه و نظرات شان را در زمینه های مختلف اجتماعی - فرهنگی ابراز داشته و در راستای پیشرفت و تحقق اهدافشان گام های بلندی بردارند

ابزار

آخرين عناوين

موضوعات

پیــــوند های وبلاگ

دوســـتان ما

آرشيو مطالب

نويسندگان

اطلاعات

علاقمندی ها